سليم بن قيس الهلالي الكوفي ( مترجم : اسماعيل انصارى زنجانى )

270

كتاب سليم بن قيس الهلالي ( اسرار آل محمد ع ) ( فارسي )

سومى كسى است كه چيزى از پيامبر صلى اللَّه عليه و آله شنيده كه به آن امر فرموده است ، ولى حضرت بعد از آن نهى فرموده و او نمىداند . يا از آن حضرت شنيده كه از چيزى نهى فرموده ، ولى بعد به آن امر كرده و او نمىداند . منسوخ را حفظ كرده و ناسخ را حفظ نكرده است . اگر او بداند آن حديث منسوخ است آن را كنار مىگذارد ، و اگر مسلمين بدانند كه وقتى آن را مىشنوند منسوخ است آن را كنار مىگذارند . چهارمى كسى كه بر خدا و پيامبرش صلى اللَّه عليه و آله دروغ نمىبندد چون دروغ را مبغوض مىدارد و از خدا مىترسد و به پيامبر صلى اللَّه عليه و آله احترام مىگذارد ، و وهم و خيال هم نمىكند . بلكه آنچه شنيده است را همانطور كه شنيده حفظ كرده ، و همانطور كه شنيده براى ديگران آورده بدون آنكه در آن زياد يا كم كند . ناسخ و منسوخ را حفظ كرده و به ناسخ عمل كرده و منسوخ را كنار گذاشته است . سخن پيامبر همچون قرآن شامل عام و خاص ( 1 ) امر و نهى پيامبر صلى اللَّه عليه و آله « 15 » مثل قرآن ناسخ و منسوخ ، عام و خاص ، و محكم و متشابه دارد . گاهى سخنى از پيامبر صلى اللَّه عليه و آله صادر مىشد كه دو وجه داشت : كلام خاص و كلام عام « 16 » ، مثل قرآن كه آن را كسانى كه مقصود خدا و پيامبر را هم نمىدانستند مىشنيدند . چنين نبود « 17 » كه همهء اصحاب پيامبر صلى اللَّه عليه و آله كه از آن حضرت سؤال مىكردند جواب را

--> ( 15 ) اين عبارات در كتاب مختصر اثبات الرجعة به صورت دنبالهء توصيف چهارمين نوع محدثين ذكر شده و چنين است : او مىداند كه امر پيامبر مانند امر قرآن است و در آن هم مثل قرآن ناسخ و منسوخ و عام و خاص و محكم و متشابه وجود دارد . گاهى پيامبر صلى اللَّه عليه و آله سخنى مىفرمود كه دو وجه داشت : كلام عام و كلام خاص ، مثل قرآن . خداوند تبارك و تعالى در كتابش مىفرمايد : ما آتاكُمُ الرَّسُولُ فَخُذُوهُ وَ ما نَهاكُمْ عَنْهُ فَانْتَهُوا ، « آنچه پيامبر براى شما آورد بگيريد و از آنچه شما را نهى كرد خوددارى كنيد » . آنان كه معرفت نداشته و نفهميدند مقصود خدا و رسول چيست ، مسأله برايشان مشتبه شد . ( 16 ) ظاهرا مقصود اين است كه بعضى از سخنان حضرت در ظاهر معنايى داشت ، ولى در صورت دقت معناى ظريفى از آن استفاده مىشد . معناى ظاهرى براى عموم و معناى دقيق براى خواص بود . ( 17 ) عبارت در مختصر اثبات الرجعه چنين است : چنين نبود كه همهء اصحاب پيامبر صلى اللَّه عليه و آله از او مطلبى مىپرسيدند ، و نه اينكه هر كس چيزى مىپرسيد پاسخ را مىفهميد و نه هر كس مىفهميد حفظ مىكرد . در ميان آنان كسانى بودند كه هرگز چيزى از حضرت نپرسيده بودند ، و دوست داشتند يك اعرابى يا تازه وارد و يا غير او ( خ ل : اهل كتاب ) بيايد و از حضرت بپرسد و آنان گوش فرا دهند .